سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
40
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
و سالهاى دراز از شآمت [ 1 ] آن تعليمات فاسده در قيد عبوديت [ 2 ] به سر بردند بعد از اينكه در يك جزء از زمان ، در اين عالم حاكم بلامعارض شمرده مىشدند . * * * فارس قومى بودند كه در اين اصول ستهء سعادت به درجهء اعلى رسيده بودند و خويشتن را چنان شريف مىدانستند كه گمان مىكردند ارباب سعادت از امم اجنبيه آن امتى است كه در حمايت آنها بوده و يا بهقرب جوار [ 3 ] ممالك ايشان شرفيابى حاصل كرده باشد ! و امانت و صداقت اول تعليمات دينيهء آن قوم بود حتى اگر محتاج مىشدند اقدام بر وام نمىكردند از خوف آنكه مبادا ناچارشده دروغى از آنها سرزند . و به سبب اين عقايد و خصائل عز و رفعت و بسطت ملك آنها بپايهاى ارتقاء كرده بود كه بيان آن را شهنامهاى بايد . فرنسيس لنرمان [ 4 ] مورخ مىگويد : پادشاهى فارس در زمان داراى اكبر ، عبارت از بيست و يك والىنشين بود و يكى از آن والىنشينها ، مصر و سواحل بحر قلزم و بلوچستان و سند بود . و اگر زمانى در سلطنت آنها فتورى به هم مىرسيد ، از تأثيرات آن اصول صحيحه در اندك زمانى آن را تدارك نموده باز بهحالت اولى و سلطهء عظماى خود رجوع مىكردند . تا آنكه در زمان غباد ، مزدك [ 5 ] نيچرى يعنى طبيعى به لباس رافع جور و دافع ظلم ظهور كرد . و به يك تعليم خود جميع آن اساسهاى نيكبختى قوم فارس را كنده به باد فنا داد ، زيرا آنكه گفت آن قوانين و حدود و آدابى كه انسانها وضع كردهاند همه موجب جور و همه سبب ظلم و تمامى بر باطل است . و شريعت مقدسهء نيچر يعنى طبيعت تاكنون منسوخ نشده ، در حيوانات و بهائم
--> [ 1 ] . شآمت : بدى ، بدشگونى ، زشتى . [ 2 ] . قيد عبوديت : رشتهء بندگى ، زنجير بردگى . [ 3 ] . جوار ، به كسر جيم مصدر دوم مفاعله : مجاورت ، همبرى ؛ نزديكى . [ 4 ] . در مآخذ موجود از قبيل بريتانيكا و غيره چيزى راجع به اين مورخ نيافتم . [ 5 ] . مزدك ، اصلاحگر و بقول برخى شورشگر ايرانى كه در روزگار قباد يا غباد ساسانى ظهور كرد ، و قباد در دورهء نخستين حكومت خود ( 488 - 498 ) از وى طرفدارى كرد . ( بنگريد به كريستنسن : تاريخ سلطنت قباد و ظهور مزدك ، ترجمهء نصراللَّه فلسفى و احمد بيرشگ ، 1309 ش . )